بسم الله النور
انتظار در مبارزه است.
هرگاه به مفهوم انتظار فکر می کنم اولین جمله ای که در ذهنم تداعی می شود این سخن امام خمینی است که انتظار در مبارزه است.وسپس به این می اندیشم که چه جمله پر انرژی و محرکی!گویی روح مبارزه را در تک تک سلولهای آدمی زنده می کند.اما مبارزه با چه کسی ؟چگونه؟وبرای چه آرمانی؟
همه کارهای ما یک نوع مبارزه است.اما اینکه امام می فرمایند انتظار در مبارزه است می توان اینگونه برداشت کرد که من زمانی می توانم خود را منتظر حضرت حجت بنامم که مبارزی واقعی باشم و این مبارزه در بدو امر در ساحت مبارزه با نفس بروز پیدا می کند. و آن هنگام که نفس من ساخته و پرداخته شد مبارزه با دشمن خارجی خود نمایی می کند.بدیهی است که هر چه در مرحله اول بیشتر سرمایه گذاری کنم در مرحله دوم در شناخت دشمن و مبارزه موفق تر عمل خواهم کرد.
اما در این نوشتار نویسنده قصد دارد نکاتی را من باب تذکر به خود و شما دوستان خواننده در خصوص رابطه ی مفهوم انتظار و دشمن بیان کند.به این امید که زین پس کمی آگاهانه تر عمل کنیم و سر از خواب غفلت به در آریم.
بر هیچکس پوشیده نیست که خصم تفکر و فرهنگ مهدوی و حجت حق(عج) در هیات لات و عزی و یا نمرود و فرعون و بتهای سنگی و چوبی بروز نکرده.بلکه در هیاتی پیچیده و در ساحت های فکری اخلاقی هنری و علمی و ... ظاهر گشته است.آیا شناسایی مبانی این صورت ها و اعراض از آنها. مقابله با آنها .پیراستن مناسبات مردم از این همه و تلاش برای اصلاح و بازسازی در زمره تکلیف انسان هست یا خیر؟
مطمئنا هیچ یک از مسلمین و بویژه شیعیان در معنی و مفهوم. انتظار را پذیرش انفعال و تن دادن به فسق و فجور و یا خروج از جامعه مسلمین و اعتکاف در گوشه ای نمی دانند.حال چنانچه این معنی و مفهوم از انتظار مراد و مطلوب نباشد انتظار فعال و در متن خود ضرورت حضور جدی در میدان اصلاح امور و تلاش برای برطرف کردن موانع و ابقای معروف را متذکر نمی شود؟
حال ما را چه شده است که تا این حد منفعلانه و بی تفاوت عمل می کنیم؟چگونه است که منکر را به وضوح در جامعه ی اسلامییمان می بینیم!این همه بد حجابی بی حیایی هتاکی به اصول مسلم اسلام فقر فحشاء دزدی.رشوه و هزاران آفت دیگر رامی بینیم و حتی اندکی خشم به خود راه نمی دهیم .اینها شعار نیست. متاسفانه واقعیات جامعه امروز ماست.
ما را چه شده است؟چه زود فراموش کردیم عهدی را که با امام و شهدا بستیم.چه زود همرنگ جماعت شدیم و چه زودتر شهدا را قاب کردیم و هر از چند گاهی خیلی فرمالیته و رسمی همایش یاد شهیدی را برگزار کردیم و به افتخارات خود و (به زعم خودمان) به تلاشها و زحماتمان برای شهدا بالیدیم و بر آنها و خانواده هایشان منت گذاشتیم.
بیایید کمی به گذشته برگردیم.به چند سال قبل.به زمانی که جوانان این وطن تمام داشته ها و نداشته هایشان را گذاشتند و برای حفظ اسلام و بقای نام محمد(ص) و علی(ع) در این مرز و بوم جنگیدند و به معنای واقعی دشمن را شناختند و مبارزه کردند .حال کمی تفکر کنید .ببینید آیا منتظران واقعی آنها بودند یا ما؟شهدا صدق و استقامت خویش را در آن عهد ازلی که با خدا بسته بودن اثبات کردند.اکنون جنگ به اتمام رسیده است و رسالت ما هم تغییر کرده اما تمام نشده است.
اگر قدرت و صندلی امکان نیافته بودیم تکلیف نبود. اما امروز هست.اگر انقلاب اسلامی نبود اگر نظام جمهوری اسلامی نبود تکلیف نبود اما امروز تکلیف است.
ما زمانی می توانیم نام منتظر واقعی را بر خود دهیم که در برابر هتاکیها و ناسزاها و فحاشیها و حق کشیها بخروشیم.از چه می ترسیم؟ آیا می ترسیم همرنگ جماعت نشویم و رسوا شویم؟آیا بیم حزب اللهی و مذهبی خوانده شدن ما را ساکت کرده است؟چرا در برخورد با منکرات جامعه تا این حد منفعل عمل می کنیم؟و تنها به سر تکان دادن و ابراز یاس از اصلاح اکتفا می کنیم؟آیا اگر از همان ابتدا برخوردی قاطعانه و محکمتر داشتیم به این وضع دچار می شدیم و سنگمان در چاهی می افتاد که اکنون هزار عاقل نمی توانند آن را در بیاورند؟
آیا می خواهیم همینطور دست روی دست بگذاریم تا این مدعیان روشنفکری و این غرب زدگان کشور را از دست صاحبانش که همانا خانواده های شهدا و متدینین و انقلابیون هستند در بیاورند؟
آیا با این همه انفعال و غفلت باز هم شایستگی نام منتظر را داریم؟
تا کی می خواهیم فقط در نیمه شعبان هر سال به یاد امام غایب بیافتیم و شهر را چراغانی کنیم و به نیت 313.گل در شهر پخش کنیم و 313 مدرسه بسازیم و 313 جلسه سخنرانی برای مردان سیاست بگذاریم.تمام اینها اموری شایسته و قابل تقدیرند اما انحصار انتظار در این امور ظلم بزرگی به حضرت حجت است.چرا انتظار را در نقل و شیرینی نیمه شعبان و داستان ملاقات کنندگان و ذکر شرایط دیدار و تشرف و احساسات شاعرانه خلاصه می کنیم ؟
ما مکلف به دیدار نشده ایم اما مکلف به انتظار هستیم و شرط حقیقی انتظار محقق نمی شود الا آنکه شناسای امام و شناسای خصم امام و مجاهده در طریق تحقق خواست و اوامر ایشان شویم.
منابع:
استراتژی انتظار - اسماعیل شفیعی سروستانی
مهدی (ع) آخرین سفیر انقلاب _ ذبیح الله محسنی کبیر
نوشته شده توسط ز. شریف زاده در شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧